الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

463

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

خود را اسقاط كرده ، حضور او واجب نخواهد بود . « 1 » نظر نگارنده : اگر ما به طور مطلق قائل به جواز رسيدگى غيابى در مورد كسى بشويم كه در جلسهء رسيدگى حضور ندارد ، چه مسافر باشد و چه در شهر حاضر باشد و حضور در دادگاه هم براى او متعذر نباشد ؛ در اين صورت موردى براى حبس و تعزير يا هجوم به شخص در خانه‌اش باقى نمىماند ، همان‌گونه كه از برخى فقيهان عامّه نقل شده است ، بلكه به مجرد اينكه در حقّ الناس بينهء شرعى عليه كسى اقامه شود ، مىتوان عليه او حكم كرد . « 2 » آراى ديگر مذاهب 7 . مرداوى ( گفتهء او : « اگر از حضور در دادگاه خوددارى ورزيد ، شهادت شهود استماع مىشود و بنا به يكى از دو روايت وارده ، بر مبناى آن قضاوت مىشود » ) : اقتضاى مذهب همين است . ابو الخطاب نيز همين ديدگاه را پذيرفته است . شريف ابو جعفر نيز در فروع همين قول را مقدّم داشته است و اين ظاهر آن چيزى است كه در رعاية الصغرى و حاوى الصغير بدان جزم و يقين كرده است . امّا روايت ديگر كه در اين باب وارد شده است آن است كه ، تا زمانى كه در دادگاه حاضر نشود ، شهادت شهود استماع نمىشود . در تصحيح ، اين فتوا را صحيح دانسته و در وجيز و منوّر بدان اظهار جزم و يقين كرده است . ابن منجا در شرحش هر دو اين اقوال را ذكر كرده و اظهار نظرى ننموده است . بنابر روايت دوم ، اگر از حضور خوددارى كند ، حاكم از فرمانده قواى انتظامى احضار او را طلب مىكند و اگر بازهم مكررا خود را مخفى ساخت ، كسى را بر در خانهء او مىنشاند تا بر او در وارد شدن و خارج شدن سخت گيرد ، تا آن‌گاه كه در محكمه حاضر شود . . . و در تبصره مىگويد : اگر براى حاكم ثابت شد كه او در منزلش است دستور مىدهد تا به منزل او حمله بردند و او را خارج نمايند . « 3 » 8 . ابو دقيقه : و اگر طرف دعوا از حضور خوددارى ورزد ، قاضى او را بدان گونه كه مصلحت مىبيند ، با زدن ، حبس كردن ، ترشرويى كردن يا به هر نحو ديگر تعزير مىكند . « 4 »

--> ( 1 ) . عروة الوثقى ، ج 2 ، ص 30 ، مسألهء 41 . ( 2 ) . نك : جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 221 . ( 3 ) . انصاف ، ج 11 ، ص 302 . ( 4 ) . اختيار ( حاشيه ) ، ج 2 ، ص 91 .